… طول الیاف از 10 تا 20 میکرون و قطرهای متوسط از 1.2 تا 2 میکرون متغیر بودند. در مورد گروه های شغلی مختلف متوسط حسابی غلظت های الیاف قابل استنشاق در 4 کارخانه پشم شیشه در محدوده (0.01 – 1.00)*106 fibres/m3 (متوسط هندسی = (0.01 – 0.77)*106 fibres/m3) بود. بیشترین غلظت ها مربوط به ساخت گوشگیرهای مخصوص الیاف ریز بودند. متوسط حسابی غلظت الیاف قابل استنشاق در گروه های تولید اصلی و تولید فرعی در محدوده (0.01 – 0.16)*106 fibres/m3 بود. برای غلظت های الیاف در گروه های شغلی مختلف به جدول 3- 2 رجوع کنید. در مورد کارخانه های مختلف، طول های متوسط الیاف پشم شیشه از 8 تا 15 میکرون و قطرهای متوسط از 0.7 تا 1 میکرون متغیر بودند. در مقایسه با الیاف پشم سنگ، الیاف پشم شیشه کوتاهتر و نازک تر بودند.

جدول 3-2- غلظت های الیاف قابل استنشاق (106 fibres/m3) در همه گروه های شغلی در گروه اروپا (اقتباس از چری و  همکاران 1986). همه گروه های شغلی- تعداد اندازه گیری ها – دامنه متوسط های حسابی – کمترین مقدار اندازه گیری شده – بیشترین مقدار اندازه گیری شده – پیش تولید پشم سنگ – تولید – نگهداری – عمومی – تولید ثانویه – تولید ثانویه – پاکسازی – جمع کل – پیش تولید پشم شیشه – تولید – نگهداری – عمومی – تولید ثانویه – تولید ثانویه – پاکسازی – جمع کل.

تحقیقی تاریخی مبتنی بر پرسشنامه برای بازسازی شرایط گذشته در معرض گذاری در گروه اروپا انجام شده است. این تحقیق منجر به تقسیم بندی تولید به سه فاز فناوری گردید. برای اطلاعات در مورد اینکه چه زمانی هر کارخانه به فازهای فناوری مختلف وارد گردیده به جدول 223- 1 رجوع کنید. در فاز فناوری اولیه، از هیچ عامل کاهنده غبار (عمدتا روغن معدنی) استفاده نمی شد و یا فرایند گروهی شامل روش های تولید دستی و با کارگر زیاد بکار گرفته می شد. دوره ای که در آن چسبنده های روغنی و رزینی همراه با روش های تولید مکانیزه جدید استفاده می شدند فاز آخر فناوری نامیده شد. فاز میانی در معرض گذاری در حین استفاده از هر دو نوع فرایند با و بدون کاهنده های غبار فاز فناوری میانی نامیده شد. دو عامل که برای مقادیر انتشار الیاف از MMVF به عنوان مهمترین عوامل شناخته شدند عبارت بودند از اندازه اسمی الیاف (= متوسط وزنی- طولی قطر الیاف در محصول کل) و استفاده از عوامل کاهنده غبار. برآورد شده بود که هر دو عامل می توانند تفاوت هایی تا حدود ده برابر ایجاد کنند. تغییرات اندازه اسمی الیاف معمولا مربوط به تغییرات فرایند تولید بوده اند. اندازه اسمی الیاف پشم سنگ بطور قابل توجهی تغییر نکرده اما فرایند های اولیه تولید پشم شیشه قطرهای الیاف اسمی بزرگتری تولید می کردند. این تغییرات منجر به غلظت های کمتر الیاف معلق در هوا در کارخانه های اولیه پشم شیشه نسبت به فرایندهای تولید فعلی می شده اند اما تاثیر ناچیزی بر تولید پشم سنگ/کانی داشته اند. دوره بدون افزودن روغن منجر به افزایش مقادیر الیاف شد. برای کارخانه های پشم شیشه این بدان معنا بود که غلظت الیاف معلق در هوا در فاز فناوری اولیه احتمالا مشابه اندازه گیری های فاز آخر فناوری است. در مورد کارخانه های پشم سنگ/کانی، غلظت الیاف معلق در هوا در فاز فناوری اولیه بیشتر از فاز آخر بود. بر مبنای داده های بدست آمده از نمونه های اخذ شده در کارخانه های جدید تولد پشم سنگ بدون افزودن روغن یا چسباننده، تخمین زده شد که غلظت الیاف معلق در هوا حدود 1*106fibres/m3 بود و در فاز اولیه فناوری احتمالا تا 10- 25*106fibres/m3 می رسید. تحقیقات تاریخی در معرض گذاری در گروه اروپا همچنین اطلاعاتی در مورد در معرض احتمالی سایر عوامل قرار گرفتن در کارخانه های مورد مطالعه ارائه دادند. مولفین به این نتیجه می رسند که عواملی که بطور بالقوه می توانستند در مطالعات همه گیری شناختی خطری برای سرطان ریه محسوب شوند عبارت بودند از استفاده از آزبست در کارخانه 12 و آلودگی اولیوین و در معرض مواد فرار قطران زغال سنگ بودن در کارخانه 4. در ادامه جزئیات بیشتر در مورد در معرض سایر عوامل بودن ارائه می شوند: کارخانه هایی با سابقه بیش از فراوری موردی آزبست از گروه اروپا حذف شدند. اما، آزبست به اشکالی در همه کارخانه های مورد مطالعه استفاده شده است. کاربردهای اصلی در تجهیزات حفاظتی شخصی و به عنوان عایق حرارتی بوده اند. یکی از کارخانه ها (4) از اولیوین که احتمالا به الیافی با ترکیب شیمیایی مشابه آزبست ترمولیت آلوده بوده به عنوان ماده اولیه استفاده می کرد. دو کارخانه پشم سنگ/کانی (1و 12) و دو کارخانه پشم شیشه (2و10) از مقادیر کمی محصولات آزبست در تولید فرعی استفاده کرده بودند. در مورد اکثر این کاربردها، مقدار در معرض گذاری کم بوده، تعداد کارگرانی که مستقیما با آزبست سروکار داشتند کم بود، و یا در معرض گذاری مدت کوتاهی بود. در یک کارخانه (12) آجرهای سیلیکات کلسیم حاوی 4% آزبست کریزولیت ساخته می شدند، که می تواند موجب ایجاد مقادیر نسبتا زیاد الیاف آزبست معلق در هوا برای 10 – 20 کارگر مشغول در این فرایند شده باشد. برای تولید چسباننده های رزینی در کلیه کارخانه های پشم شیشه و پشم سنگ/کانی از فرمالدئید استفاده شده است. مقادیر در معرض گذاری در دوره اول کاربرد احتمالا زیاد بودند زیرا اکثر کارخانه ها گزارش دادند که بوی فرمالدئید غالبا حس می شد و گاهی گزارش شد که موجب حساسیت شدید گردیده بود. اکثر کارخانه ها گزارش دادند که غلظت های فرمالدئید در حال حاضر کمتر از حد مجاز در معرض گذاری شغلی هستند. در معرض گذاری به هیدروکربن های معطر چند چرخه ای (PAH) حاصل از قیر بکار رفته به عنوان چسباننده و روغن معدنی بکار رفته به عنوان افزودنی کم در نظر گرفته شد. قرار گیری در معرض PAH حاصل از قطران زغال سنگ بکار رفته در کوره برقی در کارخانه 4 تا سال 1967 برای کارگران ناحیه کوره زیاد بوده است. در این کارخانه کارگران بطور چرخشی از تولید MMVF به کار در ناحیه کوره جابجا می شدند در نتیجه اکثر آنها بطور دوره ای در معرض این شرایط قرار گرفته بودند. روغن مبدل حاوی بیفنیل­های پلی کلریناته گاهی به عنوان جانشینی برای روغن معدنی در کارخانه 4 در حدفاصل حدود 1940 و اوایل دهه 1950 استفاده شده بودند. از سرباره ذوب به عنوان ماده خام در پنج کارخانه از هفت کارخانه پشم سنگ/کانی استفاده شده است. اکثر مواد بکار رفته سرباره آهن بود، مقداری سرباره سرب و مس نیز گاهی استفاده شده بود.

3- 4- 1- 1- 3- بیماری های تنفسی

نه در ادامه مطالعات (سیموناتو و همکاران 1986) و نه در بروز رسانی آمار مرگ و میر ناشی از غیر نئوپلاستیک ها (سالی و همکاران 1999) مدرکی دال بر افزایش ریسک بیماری های تنفسی غیر بدخیم در کارگران در معرض قرار گرفته یافت نشد. در هر دو مطالعه، نرخ استاندارد شده مرگ و میر (SMR) و 95% بازه اطمینان محاسبه شد اما هیچ موردی از وقوع بیماری های تنفسی غیر بدخیم بدست نیامد. بیماری های غیر بدخیم دستگاه تنفسی به عفونت های حاد، آنفلوآنزا، ذات الریه، برونشیت، آمفیزم و آسم تقسیم می شوند. هیچ افزایش آماری معنی داری برای هیچیک از این زیرگروه ها در SMR مشاهده نشد. برای جزئیات به جدول 3- 3 رجوع کنید. سالی و همکاران (1999) پنج مرگ ناشی از پنوموکونیوزیس را گزارش کردن که شامل یک مورد ناشی از آزبستوزیس بود اما آماری استفاده نشده بود.

جدول 3- 3- SMR و 95% CI برای بیماری های تنفسی غیر بدخیم در کارگران در معرض قرار گرفته در گروه اروپا. علت مرگ، SMR، 95% CI سیموناتو و همکاران 1986: بیماری های دستگاه تنفسی – عفونت های حاد – آنفلوآنزا – ذات الریه – برونشیت، آمفیزم و آسم – سالی و همکاران 1999:بیماری­های دستگاه تنفسی – ذات الریه – برونشیت، آمفیزم و آسم.

وقتی کارگران در معرض قرار گرفته به گروه های در معرض پشم سنگ/کانی یا پشم شیشه تقسیم شدند، مقدار SMR برای بیماری های تنفسی غیر بدخیم در گروه پشم شیشه کمی بیشتر از گروه پشم سنگ/کانی بود اما هیچیک از SMRها از لحاظ آماری بطور معنی داری بالا نرفتند. برای جزئیات بیشتر به جدول 3- 4 رجوع کنید. ریسک نسبی (RR) مرگ و میر ناشی از برونشیت، آمفیزم و آسم بر طبق زمان از نخستین اشتغال، مدت اشتغال، و فاز فناوری در نخستین اشتغال در میان کارگران پشم سنگ/کانی و پشم شیشه محاسبه شد. میزان مرگ و میر در میان کارگران پشم سنگ/کانی با بیش از 30 سال از نخستین اشتغال کمی بیش از سایر کارگران پشم سنگ/کانی بود. روندی با جهت مخالف در میان کارگران پشم شیشه ارائه شد. اما، هیچیک از این RR ها یا روند از لحاظ آماری معنی دار نبودند. برای جزئیات بیشتر به جدول 3- 5 رجوع کنید.

جدول 3- 4- SMR و 95% CI برای بیماری های تنفسی غیر بدخیم در کارگران پشم سنگ/کانی و پشم شیشه در گروه اروپا. داده ها از سالی و همکاران (1999). علت مرگ پشم سنگ/کانی – پشم شیشه، SMR، 95% CI بیماری های دستگاه تنفسی – ذات الریه – برونشیت، آمفیزم و آسم.

جدول 3- 5- ریسک های نسبی (RR) مرگ و میر ناشی از برونشیت، آمفیزم و آسم بر طبق زمان از نخستین اشتغال، مدت اشتغال، و فاز فناوری در نخستین اشتغال در میان کارگران پشم سنگ/کانی و پشم شیشه. داده ها از سالی و همکاران 1999. پشم سنگ/کانی – پشم شیشه – RR – %CI – سال از نخستین اشتغال – روند – مدت اشتغال به سال – روند – فاز فناوری در نخستین اشتغال – فاز آخر – فاز میانی – فاز اولیه – روند – * مقدار p برای روند خطی آزمایشی است. + رده مرجع.

کارگران در معرض با مدت اشتغال کوتاه (کمتر از یک سال) دارای افزایش معنی دار آماری مرگ و میر ناشی از بیماری های تنفسی غیر بدخیم بودند (SMR = 1.50). جزئیات بیشتری ارائه نشده بود.

3- 4- 1- 1- 4- بیماری های غیر تنفسی

مرگ و میر ناشی از بیماری های کلیوی غیربدخیم در کارگران پشم سنگ/کانی و پشم شیشه از گروه اروپا از لحاظ آماری افزایش معنی داری نداشت. برای جزئیات بیشتر به جدول 3- 6 رجوع کنید. گرچه نتایج مبتنی بر تعداد افراد کمی بودند (6 مرگ در میان کارگران پشم سنگ/کانی و 9 مرگ در میان کارگران پشم شیشه)، مرگ و میر در میان کارگرانی با بیش از 20 سال از نخستین اشتغال تا مرگ کمی بیشتر بود. مولفین افزایش ریسک مرگ ناشی از بیماری های کلیوی غیربدخیم در میان کارگران پشم سنگ/کانی با مدت اشتغال یا اشتغال در فاز اولیه فناوری را پیشنهاد کردند. چنین رابطه ای در زیرگروه پشم شیشه یافت نشد. اما، مرگ های معدود قدرت تحلیل ها را محدود کرد و در نتیجه هیچ روند معنی داری از لحاظ آماری مشاهده نشد. برای جزئیات بیشتر به جدول 3- 7 رجوع کنید.

جدول 3- 6- SMR و 95%CI برای بیماری های کلیوی غیربدخیم در کارگران در معرض در گروه اروپا. داده ها از سالی و همکاران 1999. علت مرگ – پشم سنگ/کانی – پشم شیشه – کل – SMR و 95%CI – بیماری های کلیوی غیربدخیم .

جدول 3- 7- SMR و 95%CI برای بیماری های کلیوی غیربدخیم بر طبق زمان از نخستین اشتغال، مدت اشتغال، و فاز فناوری در نخستین اشتغال در میان کارگران پشم سنگ/کانی و پشم شیشه. داده ها از سالی و همکاران 1999. پشم سنگ/ کانی – پشم شیشه – SMR و 95%CI- سال از نخستین اشتغال- روند* – مدت اشتغال به سال – روند – فاز فناوری در نخستین اشتغال – فاز آخر – فاز میانی – فاز نخست- روند* – * مقدار p برای روند خطی آزمایشی بود.

مرگ و میر ناشی از بیماری ایسکمیک قلبی در کارگران پشم سنگ/کانی و پشم شیشه در گروه اروپا از لحاظ آماری افزایش معنی داری نداشت. برای جزئیات بیشتر به جدول 3- 8 رجوع کنید. روندی برای افزایش ریسک بیماری ایسکمیک قلبی در کارگران پشم سنگ/کانی با سال های گذشته از نخستین اشتغال و در کارگران پشم شیشه با فاز فناوری در نخستین اشتغال دیده شد. برای جزئیات بیشتر به جدول 3- 9 رجوع کنید. در کل گروه، ریسک بیماری ایسکمیک قلبی در میان کارگران نگهداری بیشتر از سایر کارگران بود (SMR = 1.94، 95% CI  = 1.00 – 1.38). کارگران پشم سنگ/کانی از لحاظ آماری افزایش مرگ و میر معنی داری ناشی از اختلالات روانی (SMR = 1.94، 95% CI  = 1.20 – 2.97 ( نظیر الکلیسم، زوال عقل یا روان پریشی، و از علل بیرونی (SMR = 1.26، 95% CI  = 1.05 – 1.49 ( نظیر خودکشی، تصادفات خودرویی، جراحات با منشاء نامعلوم، و سقوط های تصادفی تجربه کردند. ریسک مرگ ناشی از علل بیرونی بطور ثابتی با مدت اشتغال کاهش یافت، و در میان کارگران با بیش از 20 سال سابقه اشتغال مرگ های ناشی از اختلالات روانی رخ نداد. کارگران در معرض با اشتغال کوتاه مدت (کمتر از 1 سال) از لحاظ آماری افزایش معنی داری در بیماری های غیربدخیم دستگاه گوارشی داشتند (SMR = 1.71). مرگ های ناشی از سیروز کبدی حدود چهار برابر فراوانتر از کارکنان با مدت اشتغال بیشتر بود. جزئیات بیشتر ارائه نشده اند.

جدول 3- 8- SMR و 95% CI برای بیماری ایسکمیک قلبی در کارگران در معرض در گروه اروپا. داده ها از سالی و همکاران 1999. علت مرگ – پشم سنگ/کانی – پشم شیشه – جمع کل – SMR و 95% CI – بیماری ایسکمیک قلبی.

جدول 3- 9-  RR و 95% CI برای بیماری ایسکمیک قلبی بر طبق زمان از نخستین اشتغال، مدت اشتغال، و فاز فناوری در نخستین اشتغال در میان کارگران پشم سنگ/کانی و پشم شیشه. داده ها از سالی و همکاران 1999). پشم سنگ/کانی – پشم شیشه – RR و 95% CI – سال از نخستین اشتغال- روند* – مدت اشتغال به سال – روند* – فاز فناوری در نخستین اشتغال – فاز آخر+ – فاز میانی – فاز اولیه- روند* – * مقدار p برای روند خطی آزمایشی است. + رده مرجع.

3- 4- 1- 2- گروه ایالات متحده

3- 4- 1- 2- 1- مقدمه

از 1975، دانشگاه پیتسبورگ، مدرسه عالی سلامت عمومی، بخش آمار زیستی مطالعه گروهی تاریخی بزرگی در مورد کارگران تولید و نگهداری از 17 تا از قدیمی ترین و بزرگترین کارخانه های فایبرگلس و پشم سنگ/کانی در ایالات متحده انجام داده است. هدف اصلی مطالعه آنها ارزیابی ریسکهای مرگ و میر کل و مختص علت در میان این کارگران با تمرکز بر رابطه احتمالی بین در معرض الیاف بودن و ریسک بیماری تنفسی بدخیم و غیر بدخیم بود. اسمن و همکاران 1979 نتایج اندازه گیری های مقدار و اندازه الیاف معلق در هوا در 16 تا از کارخانه های این گروه را گزارش دادند. این گروه متشکل از 6 کارخانه پشم سنگ/کانی و 11 کارخانه فایبرگلس (شامل پشم شیشه، رشته شیشه، و الیاف شیشه با کاربرد خاص) است. جمعیت اصلی تحت مطالعه (با چند استثنا) نیروی کار مرد با اشتغال حداقل 1 سال بین 1945 و 1963 در 17 کارخانه بود. ادامه دوم مطالعات مرگ و میر را تا 1982 پوشش داد. ادامه سوم مرگ و میر را تا 1985 پوشش داد. در 1987 این گروه بسط داده شد و شامل کارگران استخدام شده تا 1978، کارگران زن، و کارگرانی از دیگر کارخانه ها شد. در ادامه مطالعات بعدی که دربرگیرنده کارگران پشم سنگ/کانی تا 1989 و کارگران فایبرگلس تا 1992 بودند، تلاش هایی برای مشخص کردن کامل تاریخچه های کاری در معرض بودن و در معرض مشترک بودن، ترکیب نژادی، و الگوهای کشیدن سیگار این گروه به عمل آمدند. مطالعات کنترل موردی تو در تو با 631 مرد مبتلا به سرطان ریه در کارخانه های الیاف شیشه و 54 کارگر مرد مبتلا به سرطان ریه در کارخانه های پشم سنگ/کانی به عنوان این موارد انجام شدند. توجه ویژه ای به مرگ و میر ناشی از مزوتلیوما در کارگران این گروه معطوف شد . برای جزئیات بیشتر در این گروه به جدول 3- 10 رجوع کنید. در 1979 تحقیقات مقطعی با ارزیابی سلامت تنفسی 1028 کارگر مشغول در 7 تا از این کارخانه ها (کارخانه های الیاف شیشه شماره 1، 4، 6، 10، و 15؛ کارخانه های پشم سنگ/کانی شماره 8 و 12) در گروه ایالات متحده شروع شد. این مطالعه تا 1986 با 1444 کارگر با استفاده از طرح مطالعاتی اصلاح شده شامل مثلا مقایسه با کارگران یقه آبی، بدون قرار گرفتن در معرض الیاف یا سایر موادی که برای تنفس مضر شناخته شده اند، از جوامع محلی ادامه یافت. پس از اواسط دهه 1940، در اروپا اکثر کارخانه های پشم سنگ/کانی شروع به استفاده از سنگ به جای سرباره کردند و در حال حاضر اکثر کارخانه های اروپایی به ذوب سنگ ادامه می دهند. در ایالات متحده آمریکا، تولید پشم سنگ تا اواخر دهه 1930 غالب بود و در این زمان چندین کارخانه به استفاده از سرباره روی آوردند، که محصول باطله ارزان حاصل از تولید آهن بود. طبق نظر اسمن و همکاران 1979، کارخانه شماره 3 پشم سنگ/کانی پشم سنگ و شماره های 8، 12، و 13 پشم سرباره، و کارخانه شماره 17 پشم سنگ و سرباره تولید می کردند. بر طبق نظر مارش و همکاران 1990، کارخانه های 7، 12، 13 و 17 همیشه کارخانه های پشم سرباره بودند. این سرباره غالبا از کوره ذوب مس (کارخانه 7) و کوره ذوب سرب (کارخانه 17)، و کارخانه های فولاد و ریخته گری آهن (کارخانه های 12 و 13). در کارخانه 3و 8 هر دو نوع پشم سنگ و سرباره تولید شده اما تولید پشم سنگ فقط در دوره کوتاهی در طی دهه 1940 تولید شده است. بر طبق نظر کوئین و همکاران 2001، کارخانه های پشم سنگ/سرباره 3، 7، 12، و 13 پشم سنگ، و شماره 8 پشم سنگ و سرباره تولید می کردند.

3- 4- 1- 2- 2- در معرض بودن انسانی

از 1975 تا 1978 دانشمندان غلظت ها و اندازه الیاف معلق در هوا در 16 تا از 17 کارخانه را در گروه ایالات متحده اندازه گیری کردند (بدون داده از کارخانه پشم سنگ/سرباره شماره 7). نیروی کار در هر کارخانه بر اساس شباهت در سازوکار تولید غبار و وظایف کاری بر عهده آنها به گروه های شغلی تقسیم بندی شدند (به جدول 3 رجوع کنید). برخی اعضای هر گروه بطور تصادفی برای نمونه گیری شخصی به مدت 7- 8 ساعت انتخاب شدند. این نمونه ها بوسیله میکروسکوپ نوری کنتراست فازی (PCOM) (الیاف > 0.56 میکرون) و میکروسکوپ الکترونی انتقالی (TEM) (الیاف > 1 میکرون) برای ارزیابی غلظت های الیاف و بوسیله TEM برای ارزیابی اندازه الیاف آنالیز شدند. در مورد گروه های مختلف شغلی متوسط حسابی غلظت های الیاف در 5 کارخانه پشم سنگ/سرباره طبق اندازه گیری با PCOM در دامنه (0.02-0.58)*106 fibres/m3 و طبق اندازه گیری TEM در دامنه (0.004-0.12)*106 fibres/m3 بود. متوسط حسابی کل غلظت الیاف از هر کارخانه طبق اندازه گیری با PCOM در دامنه (0.02-0.34)*106 fibres/m3 و طبق اندازه گیری TEM در دامنه (0.01-0.04)*106 fibres/m3 بود. برای غلظت های الیاف در گروه های شغلی مختلف به جدول 3- 11 رجوع کنید. در مورد کارخانه های مختلف، قطرهای اسمی (= قطر متوسطی که محصول الیافی با آن قطر تولید می شود) الیاف پشم سنگ/سرباره از 5 تا 8 میکرون متغیر بودند. هیچ داده ای بطور اختصاصی در مورد طول الیاف ارائه نشد.

جدول 3- 10- کارخانه ها و جمعیت مورد مطالعه (اقتباس از انترلاین و همکاران 1983، 1987، مارش و همکاران 1990، 1996، 2001). فرایند اصلی تولید – شماره کارخانه – و سایر تولید ها – اندازه گروه اصلی، ادامه مطالعات 1977، 1982و 1985 – اندازه گروه بسط یافته – ادامه مطالعات 1989 (پشم سنگ/سرباره) و 1992 (فایبرگلس) – پشم سنگ/سرباره – کل پشم سنگ/سرباره – پشم شیشه (و مقادیر کمی رشته های پیوسته) – کاربرد خاص الیاف شیشه یا کوارتز – کاربرد خاص الیاف شیشه یا کوارتز – به عنوان کارخانه رشته های پیوسته و پشم شیشه در مطالعات انترلاین و همکاران 1987 و مارش و همکاران 1990 تقسیم بندی شده اند – کل پشم شیشه – رشته پیوسته و پشم شیشه – کاربرد خاص الیاف شیشه یا کوارتز – کاربرد خاص الیاف شیشه یا کوارتز – به عنوان کارخانه پشم شیشه در مطالعات انترلاین و همکاران 1987 و مارش و همکاران 1990 تقسیم بندی شده اند – کل رشته پیوسته و پشم شیشه – رشته پیوسته – کل رشته پیوسته – کل گروه – * در ادامه مطالعات در 1992، دو کارخانه 15 و 16 با هم ترکیب شدند زیرا کارگران آزادانه بین این دو کارخانه مجاور جابجا می شدند.

برای گروه های مختلف شغلی، متوسط حسابی غلظت های الیاف در 5 کارخانه که عمدتا تولید کننده پشم شیشه بودند طبق اندازه گیری با PCOM در دامنه (0.003-0.38)*106 fibres/m3 و طبق اندازه گیری TEM در دامنه (0.002-0.73)*106 fibres/m3 بود. متوسط حسابی کل غلظت های الیاف از هر کارخانه طبق اندازه گیری با PCOM در دامنه (0.01-0.04)*106 fibres/m3 و طبق اندازه گیری TEM در دامنه (0.01-0.38)*106 fibres/m3 بود. برای غلظت های الیاف در گروه های شغلی مختلف به جدول 3- 11 رجوع کنید. در مورد کارخانه های مختلف، قطرهای اسمی الیاف پشم شیشه از 3 تا 15 میکرون متغیر بود. هیچ داده اختصاصی برای طول الیاف ارائه نشد. مقدار الیاف قابل استنشاق (قطر کمتر از 3 میکرون، طول کمتر از 50 میکرون) با قطرهای اسمی مختلف فرق می کرد. بطورکلی، حدود 90-60% طول های اندازه گیری شده الیاف کمتر از 50 میکرون طول داشتند. از شکلی در این مقاله می توان دید که وقتی الیافی با قطر اسمی 5 میکرون تولید می شد حدود 85% الیاف معلق در هوا قابل استنشاق بودند، و وقتی قطر اسمی الیاف تولیدی 14 میکرون بود حدود 40% الیاف معلق در هوا قابل استنشاق بودند.

جدول 3- 11- غلظات های الیاف (106 fibres/m3) در گروه های شغلی و کل گروه ایالات متحده (داده ها از اسمن و همکاران 1979). گروه های شغلی –  دامنه متوسط های حسابی اندازه گیری شده بوسیله PCOM – دامنه متوسط های حسابی اندازه گیری شده بوسیله TEM – پشم سنگ/سرباره (کارخانه های 3،8، 12، 13، و 17) – شکل دهی – تولید – ساخت – نگهداری – کنترل کیفیت – حمل و نقل – کل – پشم شیشه (کارخانه های 1، 4، 6، 11و 14 بر اساس تحقیق مارش و همکاران 2001، حذف شدند) – شکل دهی – تولید – ساخت – نگهداری – کنترل کیفیت – حمل و نقل – کل.

بر اساس اندازه گیری های فوق از سوی اسمن و همکاران 1979، و بر اساس سوابق کاری تک تک کارگران، انترلاین و همکاران 1983، و 1987 شدت متوسط در معرض الیاف قابل استنشاق (قطر کمتر از 3 میکرون) بودن را تخمین زد. در معرض فایبرگلس (متوسط: 0.04*106 fibres/m3) کمتر از در معرض پشم سنگ/سرباره (متوسط: 0.035*106 fibres/m3) بود. برای جزئیات بیشتر به جدول 3- 12 رجوع کنید. داده های تاریخی بر مبنای مصاحبه با پرسنل کارخانه درباره تغییرات تولید و در مورد مقادیر غبار تخمین زده شدند. در مورد کارخانه های فایبرگلس باور بر این بود که معرض گذاری های گذشته اختلاف ناچیزی با مقادیر فعلی داشتند در حالی که مقادیر معرض گذاری به پشم سنگ/سرباره پیش از 1945 1.5*106 fibres/m3 ، 0.3*106 fibres/m3 برای سال های 60- 1945 و 0.03*106 fibres/m3 برای پس از 1960 ارزیابی شدند.

جدول 3- 12- شدت متوسط معرض گذاری (داده ها از انترلاین و همکاران 1983 و 1987). الیاف قابل استنشاق (106 fibres/m3) – کارخانه شماره – متوسط – حداقل – حداکثر – پشم سنگ/سرباره – همه کارخانه های پشم سنگ/سرباره – پشم شیشه – همه کارخانه های فایبرگلس (شامل کارخانه های تولید کننده رشته های پیوسته)

جدول 3- 13- برآورد های معرض گذاری و تعداد کارگران در این مطالعه برای هر کارخانه (داده های از هیوز و همکاران 1993 و ویل و همکاران 1983). کارخانه شماره – غلظت متوسط معرض گذاری الیاف (106 fibres/m3) در ادامه مطالعات – تعداد کارگران در مطالعه اصلی – تعداد کارگران در ادامه مطالعه* – پشم سنگ/سرباره – الیاف شیشه- عادی – عادی – عادی و ریز – عادی و ریز – بسیار ریز – کل – *تعداد کارگران دارای عکس اشعه X از سینه (تعداد کارگران دارای معاینه سلامت و اسپیرومتری قابل تکرار)

برای ارزیابی سلامت دستگاه تنفسی، مولفین بر اساس پیمایش انجام شده از سوی اسمن و همکاران 1979 همراه با سوابق شغلی برآوردهای معرض گذاری انفرادی را استخراج کردند. در مطالعه اصلی فقط کارگرانی با حداقل اشتغال 5- 10 سال وارد شدند اما در ادامه مطالعات حداقل مدت اشتغال الزامی نبود. کارکنان زن و کارکنان مرد با بیش از یک ماه کار در بخش های بسته بندی از این مطالعه کنار گذاشته شدند (به دلیل احتمال قرار گرفتن در معرض سیلیس بلوری آزاد و فنل فرمالدئید در این نواحی). کارخانه های الیاف شیشه بر مبنای قطر اسمی الیاف تولیدی به صورت عادی (قطر اسمی الیاف > 3 میکرون)، عادی و ریز (قطر اسمی 3-1 میکرون) یا بسیار ریز (قطر اسمی الیاف < 1 میکرون) طبقه بندی شدند. برای جزئیات بیشتر به جدول 3.13 رجوع کنید. از کارگران در مورد عادات سیگار کشیدن آنها و در مورد اشتغال قبلی آنها در شغل های بالقوه زیان آور برای سلامت تنفسی پرسیده شد. در 1988، اتحادیه سازندگان عایق آمریکای شمالی یک پروژه زیست محیطی در مدرسه سلامت عمومی هاروارد و دانشگاه ماساچوست در لاول آغاز کرد تا داده های جامعی در مورد معرض گذاری های MMVF قابل استنشاق و در مورد معرض گذاری به سایر آلاینده های محیط کاری برای 11 کارخانه فایبرگلس و پنج کارخانه از 6 کارخانه پشم سنگ/سرباره فراهم گردد (بدون داده از کارخانه پشم سنگ/سرباره شماره 17). پرونده های سوابق معرض گذاری انفرادی کارگران با استفاده از رویکردی تخمین زده شدند که بهداشت صنعتی و روش های همه گیری شناختی را ادغام می کند. معرض گذاری ها بطور کمی برای الیاف قابل استنشاق (آنهایی که طول بیش از میکرون، قطر کمتر از 3 میکرون و نسبت ابعادی (L:D)>3 دارند)، فرمالدئید، و سیلیس، و بطور کیفی برای آرسنیک، آزبست، آسفالت، اپوکسسی، هیدروکربن های معطر چند چرخه ای (PAHs)، فنولیک ها، استایرن، اوره و پرتوزایی تخمین زده شدند. هر یک از کارخانه های مشارکت کننده دارای داده های الیاف معلق در هوا و سایر داده های معرض گذاری برای نواحی کاری خود در طی دوره حدود 1970 تا 1990. داده های حدود 1600 تا از این نمونه ها برای آنالیز معرض گذاری استفاده شدند. اندازه گیری های الیاف انجام شده از سوی اسمن 1979 کنار گذاشته شد زیرا هیچ داده پشتیبانی وجود نداشت و نمی توانستند آن داده ها را بر اساس جزئیات مکان های کاری و سمت های شغلی کدگذاری کنند. معرض گذاری های تاریخی بر مبنای تغییراتی تخمین زده شدند که در تولید و در قطر های اسمی الیاف، استفاده از روغن، نرخ تولید، استفاده از تهویه موضعی، و کار دستی صورت گرفته بودند. پس از اینکه تخمین های معرض گذاری از طریق سوابق کاری تفصیلی به تک تک اعضای گوره مرتبط شدند، مقادیرمعرض گذاری مختص مکان شغل برای دوره زمانی معین، کارخانه معین، بخش معین و عنوان شغلی معین تعیین شدند تا معیار معرض گذاری بر اساس مکان شغل (JLWE) تشکیل شود (به جدول 3- 14 رجوع کنید). برای معرض گذاری های کمی، JLWE معیار متوسط حسابی معرض گذاری بر مبنای مکان شغل، و برای معرض گذاری های کیفی، معیار مدت معرض گذاری بالقوه بر مبنای مکان شغل را معرفی می کند. برای الیاف قابل استنشاق، فرمالدئید و سیلیس، مقادیر JLWE مثلا برای محاسبه شدت متوسط معرض گذاری استفاده شدند (به جدول 3- 15 رجوع کنید). طبق نظر مارش و همکاران 1996، آزبست نیز در کارخانه شماره 17 پشم سنگ/سرباره استفاده شده است. پیمایشی برای تخمین نرخ های کشیدن سیگار در کل گروه MMVF از طریق نمونه تصادفی لایه بندی شده ای از کارگران (n = 899) از کل گروه انجام شده است. رواج کشیدن دائمی و کشیدن فعلی سیگار در میانه کارگران مرد در هر دو کارخانه فایبرگلس و پشم سنگ/سرباره بیش از این مقدار برای جمعیت ایالات متحده بود. در میان کارگران زن در کارخانه های پشم سنگ/سرباره، رواج کشیدن دائمی و فعلی سیگار نیز بیشتر از این مقدار برای جمعیت ایالات متحده است. برای جزئیات بیشتر به جدول 3- 16 رجوع کنید. به جز کارخانه فایبرگلس 1، در هر کارخانه فایبرگلس و پشم سنگ/سرباره نرخ کشیدن همیشگی سیگار بیش از نرخ ایالت مربوطه بود، و به جز کارخانه های فایبرگلس 1 و 2، و کارخانه پشم سنگ/سرباره 17، نرخ های کارخانه ای کشیدن فعلی سیگار نیز بیشتر از نرخ های ایالت مربوطه بودند. مولفین اعلام می کنند که این یافته ها بیانگر این نکته هستند که حداقل بخشی از SMRهای سرطان دستگاه تنفسی در میان کارگران کارخانه های فایبرگلس و پشم سنگ/سرباره که بطور خارجی افزایش یافته بودند به دلیل اختلاط مثبت کنترل نشده با سیگار کشیدن بودند. آنالیزهای در حال انجام گروه MMVF ایالات متحده شامل اصلاحات مربوط به کشیدن سیگار هستند.

3- 4- 1- 2- 3- بیماری های تنفسی

در گروه بسط یافته ایالات متحده فزونی معنی داری از لحاظ آماری در مرگ و میر ناشی از بیماری های غیر بدخیم تنفسی به جز انفلوانزا و ذات الریه (NMRD به جز IP) در کارگران فایبرگلس در مقایسه با نرخ های ایالات متحده مشاهده شد، اما در مقایسه با نرخ های سرزمین محلی کاهش مرگ مشاهده شد. برای جزئیات بیشتر به جدول 3- 17 رجوع کنید. در مورد 5 کارخانه که عمدتا پشم شیشه تولید می­کردند (1، 4، 6، 11، و 14)، مقدار SMR (در مقایسه با نرخ های سرزمین محلی) برای NMRD به جز IP 1.10 (95% CI: 1.32- 0.91) برای کلیه کارگران و 0.94 (95% CI: 0.72- 1.20) برای کارگران باسابقه (اشتغال بیش از 5 سال) گزارش شد، بنابراین افزایش معنی داری نداشتند. برای کارگران فایبرگلس، از لحاظ آماری فزونی معنی داری در مرگ و میر ناشی از NMRD به جز IP نسبت به نرخ های محلی فقط در کارخانه 4 (SMR: 1.34؛ 95% CI: 1.72 – 1.03) در میان کلیه کارگران مشاهده شد اما در میان کارگران با سابقه این فزونی از لحاظ آماری معنی دار نبود. هیچ مدرکی دال بر افزایش ریسک مرگ و میر ناشی از NMRD به جز IP بر اساس مدت اشتغال یا زمان از نخستین اشتغال مشاهده نشد.

جدول 3- 14-  معرض گذاری الیاف قابل استنشاق و معرض گذاری مشترک بالقوه که به صورت فرد- سال JLWE نسبت به کارخانه بیان می شوند، 1946 تا 1987 (داده ها از مارش و همکاران 1996، 2001،و اسمیت و همکاران 2001). معرض گذاری – کارخانه های پشم سنگ/سرباره – کارخانه های پشم شیشه- عامل – معرض گذاری های کمی: الیاف قابل استنشاق – فرمالدئید – سیلیس – معرض گذاری های کیفی: آرسنیک – آزبست – آسفالت – اپوکسی – بدون داده – PAHs – فنولیکس – استایرن – بدون داده – اوره – پرتوزایی – بدون داده – *جمعیت مورد مطالعه کارخانه شامل کارکنان انتقال یافته از کارخانه های در معرض، در غیر این صورت در معرض نبودند.

جدول 3- 15- متوسط شدت میانگین معرض گذاری (داده ها از مارش و همکاران 1996، 2001و اسمیت و همکاران 2001). کارخانه شماره – الیاف قابل استنشاق (106 fibres/m3) – فرمالدئید (ppm) – غبار بلورین سیلیس (mg/m3) – پشم سنگ/سرباره – بدون داده در مقالات – بدون داده در مقالات – پشم شیشه – بدون داده در مقالات – کلیه کارخانه های فایبرگلس (شامل کارخانه های تولید کننده رشته پیوسته) – (دامنه 0.01 تا 0.18 برای تک تک کارخانه ها)

جدول 3- 16- نرخ های نقطه ای رواج تخمینی (95% فاصله اطمینان) استعمال دخانیات دائمی و فعلی (فقط سیگار) تا 1/1/80 نشان دهنده مقایسه با ایالات متحده (1980). استعمال دخانیات دائمی – استعمال دخانیات فعلی – فایبرگلس – پشم سنگ/سرباره – ایالات متحده (1980) – همه مردان – همه زنان.

در مورد کارگران پشم سنگ/سرباره، فزونی مرگ و میر ناشی از NMRD به جز IP در مقایسه با هم نرخ های ایالات متحده و هم نرخ های محلی مشاهده شد اما هیچیک از این اعداد از لحاظ آماری معنی دار نبودند. برای اطلاعات بیشتر به جدول 3- 17 رجوع کنید. فزونی مرگ و میر ناشی از NMRD به جز IP برای کارگران پشم سنگ/سرباره در همه کارخانجات به جز کارخانه شماره 8 مشاهده شد. هیچیک از این 39 مرگ به علت اصلی مرگ بیان شده در علت شناسی شغلی (همچون پنوموکونیوزیس) ثبت نشدند. برای کارگران پشم سنگ/سرباره، مدل سازی رگرسیون نسبی ریسک نرخ های داخلی گروه برای NMRD به جز IP هیچ مدرک متقنی از رابطه با هر یک از معیارهای الیاف قابل استنشاق که با یا بدون اصلاح برای عوامل اختلاط بالقوه در نظر گرفته شده بودند را آشکار نکرد (هیچ جزئیات بیشتری ارائه نشدند). این گروه کارگران کارخانه پشم سنگ/سرباره شماره 17 را در بر نمی گرفت اما با این حال ادامه مطالعات برای این کارگران انجام شد. فزونی معنی داری از لحاظ آماری در مرگ و میر ناشی از NMRD به جز IP در مقایسه با نرخ های سرزمین محلی صورت گرفت (SMR: 1.83). فقط یکی از 20 مرگ مشاهده شده به یک علت اصلی بیان شده در علت شناسی مختص شغلی کدگذاری شده است (که آزبستوزیس بود).

جدول 3- 17- مرگ مشاهده شده (OBS)، SMR (مبتنی بر نرخ های ایالات متحده و سرزمین محلی) و 95% CI برای بیماری های تنفسی غیربدخیم در کارگران پشم سنگ/سرباره و فایبرگلس در معرض در گروه بسط یافته CI (داده ها از مارش و همکاران 1996 و 2001). نرخ های ایالات متحده (1946 – 1989/1992) – نرخ های سرزمین محلی (1960- 1989/1992) علت مرگ – OBS – SMR- 95%CI – پشم سنگ/سرباره: بیماری های تنفسی غیربدخیم (NMRD) – بدون داده – بدون داده – آنفلوانزا و ذات­الریه (IP)، بدون داده، بدون داده – NMRD به جز IP – فایبرگلس: بیماری های تنفسی غیربدخیم (NMRD) – انفلوانزا و ذات الریه (IP) – NMRD به جز IP – *p<0.05؛ ** p<0.01

الگوی یافته های مربوط به مرگ و میر ناشی از NMRD به جز IP در گروه بسط یافته بطور کلی با الگوهای مشاهده شده در ادامه مطالعات قبلی مبتنی بر داده های گروه اصلی همخوانی داشت. در همه سه بار ادامه مطالعات با گروه اصلی، SMR مربوط به NMRD به جز IP برای همه کارگران گروه از لحاظ آماری نسبت به نرخ های ایالات متحده بطور معنی داری افزایش یافت. فزونی بیشتر مرگ و میر ناشی از NMRD به جز IP در میان کارگران پشم سنگ/سرباره بیشتر از کارگران فایبرگلس مشاهده شد (فقط برای کارگران فایبرگلس در ادامه مطالعات 1977در مقایسه با نرخ های ایالات متحده از لحاظ آماری معنی دار بود). در ادامه مطالعه 1977 مولفین بیان می کنند که از 150 مرگ ناشی از NMRD به جز IP، 11 مورد به دلیل پنوموکونیوزیس بودند که 10 تا از آنها به علت سیلیکوزیس بودند (8 مرگ در میان کارگران در کارخانه فایبرگلس شماره 9 رخ داد). برای مطالعات در مورد ارزیابی سلامت تنفسی، از کارگران 7 کارخانه در گروه ایالات متحده در مورد نشانه های بیماری تنفسی سوال شد، برای عملکرد ریوی بوسیله اسپیرومتری آزمایش شدند، و رادیوگرافی سینه انجام دادند (که در مطالعه اصلی بوسیله سه بررسی کننده و در ادامه مطالعه بوسیله پنج بررسی کننده بررسی شدند). در هر دو مطالعه اصلی و ادامه، نشانه های بیماری تنفسی و میزان عملکرد ریوی نه به در معرض الیاف بودن بلکه به استعمال سیگار ربط داده شدند. در مطالعه اصلی، اشعه X سینه تیرگی های کوچک (سایه ها) با رده های فراوانی کم در 10% کارگران آشکار کرد. رواج آنها با سن و استعمال دخانیات بطور قابل توجهی افزایش یافت و به عملکرد کمتر ریه مربوط بودند. رواج این تیرگی ها در میان کارگران دو کارخانه (شماره های 1 و 6) تولید کننده الیاف عادی و ریز بیشترین مقدار بود. در میان استعمال کنندگان فعلی دخانیات، پس از در نظر گرفتن سن، سال های استعمال دخانیات، و دو دسته کارخانه ای (الیاف عادی و ریز یا خیر)، وجود تیرگی های کوچک بطور معنی داری به چندین معیار در معرض الیاف بودن شامل معرض گذاری تجمعی الیاف ریز مربوط است. مولفین به این نتیجه رسیدند که قرار گرفتن در معرض MMVF با قطرهای کوچک می تواند به فراوانی کم تیرگی های کوچک در ریه ها منجر شود، گرچه مولفین این یافته ها را از لحاظ بالینی مهم در نظر نگرفتند. در ادامه بعدی مطالعه، رواج کمتر تیرگی های کوچک نسبت به مطالعه اصلی یافت شد. وجود تیرگی ها به عملکرد ریه، استعمال سیگار، یا به معرض گذاری های پیشین شغلی مربوط نیستند اما بطور معنی داری به کیفیت فیلم بستگی دارد. نود وسه درصد کارگران با تیرگی های کوچک در دو کارخانه (شماره های 1 و 10) با بیشترین معرض گذاری به الیاف ریز شیشه کار می کردند که منجر به رابطه دوز – پاسخ در تمام کارخانه ها شد. در مورد کارخانه شماره 1رواج تیرگی ها در MMVF و کارگران شاهد تفاوت معنی داری نداشت (5.9% در برابر 3.1%). هیچ عکس اشعه x شاهدی برای کارخانه شماره 10 با بیشترین رواج بدست نیامد (6.6%)، پس فاز دوم مطالعات با عکس های پیش از اشتغال از این دو کارخانه انجام شد. در این بررسی دوم، رواج تیرگی ها کمتر بود؛ تفاوت های معنی داری بین این دو گروه عکس ها و رابطه ای بین تیرگی ها و اندیس های معرض گذاری وجود نداشتند. مولفین نتیجه گرفتند که نتایج نشان دهنده هیچ نشانه بالینی، عملکردی یا رادیوگرافی زیان آوری از اثرات قرار گرفتن در معرض MMVF ها در این کارگران نبودند.

3- 4- 1- 2- 4- بیماری های غیر تنفسی

در گروه بسط یافته ایالات متحده هیچ افزایش معنی داری از لحاظ آماری در ریسک مرگ و میر در میان بیماری های غیر بدخیم غیرتنفسی (شامل نفریت و نفروز، و کلیه بیماری های قلبی)در کارگران فایبرگلس مشاهده نشد. در مورد کارگران پشم سنگ/سرباره، مرگ و میر ناشی از نفریت و نفروز از لحاظ آماری بطور معنی داری بالا رفت. این فزونی در کلیه کارخانه های مورد مطالعه به جز کارخانه شماره 12 مشاهده شد. به نظر مولفین این فزونی تاحدی می تواند مربوط به معرض گذاری های بلند مدت گزارش شده در مقابل سرب، کادمیوم یا آرسنیک معلق در هوا در کارخانه شماره 7 باشد. برای جزئیات بیشتر به جدول 3- 18 رجوع کنید.

جدول 3- 18- مرگ های مشاهده شده (OBS) ، SMR و 95% CI برای نفریت و نفروز در کارگران در معرض قرار گرفته در گروه بسط یافته ایالات متحده در مقایسه با نرخ های سرزمین محلی. داده ها از مارش و همکاران 1996، 2001. علت مرگ – پشم سنگ/سرباره – الیاف شیشه – OBS – SMR – 95% CI- نفریت و نفروز – بدون داده – * p<0.05.

در ادامه مطالعات انجام شده در گروه اصلی ایالات متحده، SMRها برای بیماری های غیرتنفسی فقط به صورت مقایسه ای با نرخ های ایالات متحده و برای کارگران فایبرگلس و پشم سنگ/سرباره بطور ترکیبی گزارش شدند. مرگ و میر ناشی از نفریت و نفروز در هر دو ادامه بعدی یعنی 1982 (SMR: 1.26) و 1985 (SMR:1.46) بالا رفت و در مطالعه 1985 از لحاظ آماری معنی دار شد. مطالعه کنترل موردی کارگران فایبرگلس در ایالات متحده هیچ ارتباطی بین قرار گرفتن در معرض فایبرگلس قابل استنشاق یا سیلیس قابل استنشاق و نفریت و نفروز گزارش نکرد.

3- 4- 1- 3- سایر مطالعات در مورد بیماری های تنفسی

برای مرور داده های موجود و مقادیر معرض گذاری در مطالعات اخیر بیماری های تنفسی در کارگران MMVF به جدول 3- 19 رجوع کنید. نتایج این مطالعات در ادامه بر اساس IARC 2002 و چند مقاله اصلی توضیح داده می شوند. مطالعه هیوز و همکاران (1993) با تفصیل بیشتر در مورد گروه ایالات متحده توضیح داده می شود.

3- 4- 1- 3- 1- پنوموکونیوزیس

پنوموکونیوزیس وضعیت ته نشست دائمی ماده ذره ای در شش ها و واکنش بافت به حضور آن است. پنوموکونیوزیس می تواند منجر به فیبروز شود. داده های موجود در مورد پنوموکونیوزیس عمدتا از مطالعات رادیولوژیکی حاصل می شوند و محدود به عکس های اشعه x استاندارد قفسه سینه هستند که دارای حساسیت و اختصاصی بودن کم هستند. کلیه مطالعات اخیر (شامل مطالعه هیوز و همکاران 1993) به جز دو مطالعه کارگران تولید الیاف شیشه و کاربران نهایی، هیچ فزونی معنی داری در تیرگی­های کوچک روی اتورادیوگراف های سینه نیافتند. اما، طبق نظر مولفین، معرض گذاری قبلی به آزبست می توانسته بر نتایج مشاهده شده اثر بگذارد. به علاوه، محدودیت های شدید روش شناختی از سوی سایر مولفین گزارش شدند و از سوی گروه کاری IARC در این مورد موافقت شد، که داده های حاصل از این دو مطالعه را غیرقابل تفسیر در نظر می گیرند.

3- 4- 1- 3- 2- ناهنجاری های جنبی

همانند پنوموکونیوزیس داده های مربوط به ناهنجاری های جنبی از رادیوگرافی استاندارد قفسه سینه حاصل می شوند. ناهنجاری های جنبی در این مطالعات بوسیله کیلبورن و وارشاو (1991) و کیلبورن و همکاران (1992) شناسایی شدند اما همانند پنوموکونیوزیس، داده های حاصل از این مطالعات از سوی گروه کاری IARC غیرقابل تفسیر در نظر گرفته شد. در سایر مطالعات هیچ فزونی معنی دار از لحاظ آماری در ناهنجاری های جنبی مشاهده نشدند. به علاوه، مطالعه کنترل موردی تو در تو در مطالعه یاروهولم و همکاران (1995) در نشان دادن رابطه ای با معرض گذاری به الیاف ناموفق بود.

3- 4- 1- 3- 3- نشانه های بیماری تنفسی

نشانه های بیماری تنفسی از طریق پرسشنامه ارزیابی شدند. در مطالعات تولید از ایالات متحده امریکا و ژاپن هیچ ارتباط معنی دار آماری بین نشانه های بیماری تنفسی و قرار گرفتن در معرض الیاف یافت نشد. کیلبورن و همکاران (1992) و هانتینگ و ولش (1993) نرخ زیاد برونشیت مزمن را در میان کاربران نهایی گزارش کردند و کیلبورن و وارشاو (1991) خونریزی بینی و التهاب گلو در میان کارگران تولید را گزارش کردند. بر طبق IARC 2002، تفسیر این نتایج به دلیل فقدان گروه شاهد و پتانسیل معرض گذاری مشترک به آلاینده های هوا شامل آزبست ممکن نبود. در یکی از مطالعات تولید فرانسوی کسرهای برتری (ORs) (در مقایسه با کارگرانی که هرگز در معرض قرار نگرفته اند) پس از اصلاح برای استعمال دخانیات و سن در میان کارگران پشم شیشه در یک کارخانه که حاوی 51% جمعیت مورد مطالعه است اما نه در میان کارگران چهار کارخانه دیگر (2 پشم شیشه و 2 پشم سنگ) برای سرفه و خلط بطور معنی داری افزایش یافتند (اما بدون روند مربوط به مدت معرض گذاری). در همان کارخانه، شکایات از سینوس ها و حفره های بینی که پس از استخدام رخ داد روند آماری معنی داری نسبت به مدت اشتغال نشان داد و OR برای نشانه های گلویی و حنجره ای در میان گروه کارگران با سابقه اشتغال 20- 11 سال از لحاظ آماری افزایش معنی داری داشت. چند درصد از کارگران دارای معرض گذاری مشترک به فرمالدئید – فنل یا رزین های اوره – فرمالدئید بودند. در میان اینها OR از لحاظ آماری معنی داری برای نشانه های بیماری های گلویی و حنجره ای مشاهده شد. در دیگر مطالعه تولید در فرانسه فزونی معنی داری برای تنگی نفس و گرفتگی بینی در میان کارگران در معرض آشکار شد. در کارگران تولید دانمارکی رواج آمفیزم گزارش شده در کارگران 3.8% (9 مورد) در مقابل 0.9% گروه شاهد (2 مورد) بود، که منجر به ریسک مربوطه 4.5 شد (95% CI: 1.0-20.6). تفاوت معنی داری بین کارگران و گروه شاهد از نظر فراوانی آسم و برونشیت مزمن گزارش شده یا در نشانه های گزارش شده بیماری (سرفه، خلط و تنگی نفس) وجود نداشت. در کاربران نهایی سوئدی (کارگران ساختمانی) معرض گذاری زیاد به پشم عایق، سیلیس، یا آزبست همراه با افزایش معنی دار ضرایب برتری برای سرفه مداوم به شدتی همانند استعمال فعلی دخانیات بود. روابط مشخص دوز – پاسخ در مورد همه سه نوع غبار زمانی تعیین شدند که معرض گذاری بر طبق ماتریس معرض گذاری شغلی و معرض گذاری خوداظهاری طبقه بندی شد. نتایج این مطالعه درباره کاربران نهایی دانمارک (کارگران ساختمانی) در فصل مربوط به التهاب توضیح داده می شوند.

3- 4- 1- 3- 4- عملکرد ریوی

عملکرد ریوی بوسیله اسپیرومتری اندازه گیری شد. در مطالعات تولید از ایالات متحده، فرانسه، و استرالیا رابطه معنی داری از لحاظ آماری بین عملکرد ریوی و قرار گیری در معرض الیاف یافت نشد. گروه کاری IARC داده های عملکرد ریوی را در مطالعات انجام شده از سوی کیلبورن و همکاران (1992) غیرقابل تفسیر در نظرگرفت. در کارگران تولید دانمارک، تفاوت های معنی داری در مقادیر متوسط حجم بازدمی اجباری در یک ثانیه (FEV1) یا ظرفیت حیاتی اجباری (FVC) بین کارگران و گروه شاهد (جمعیت کلی که از نظر سن و طبقه اجتماعی منطبق بودند) وجود نداشت، اما نسبت FEV1/FVC از لحاظ آماری بطور معنی داری در کارگران کمتر بود، که نشانگر بیماری انسداد ریه بود، همچنین وقتی برای معرض گذاری خوداظهاری به آزبست و برای آسم تصحیح شود. تحلیل زیرگروه نشان داد که افزایش ریسک انسداد نای به استعمال کنندگان شدید دخانیات (بیش از 40 بسته در سال) محدود می شد. مولفین متوجه شدند که ممکن بود کنش اضافی یا تشدید کننده بین استعمال دخانیات و قرارگرفتن در معرض الیاف در مورد احتقان جریان هوا وجود داشته باشد. در کاربران نهایی دانمارکی (عایق کاران) هیچ تفاوت معنی داری در FVC بین کارگران و گروه شاهد (رانندگان اتوبوس) وجود نداشت، اما FEV1 به لحاظ آماری بطور معنی داری در کارگران، صرفنظر از عادات سیگار کشیدن، کمتر بود. هیچ کار اماری در مورد نسبت FEV1/FVC انجام نشد اما گزارش شد که 66% کارگران عایق کار دارای نسبت زیر 70% بودند، در حالی که فقط 9% گروه شاهد دارای چنین مقادیر کمی بودند که نشان دهنده بیماری انسداد ریه در کارگران بود. مقایسه با اندازه گیری های انجام شده 6 یا 8 سال قبل نشان دهنده کاهش معنی دار بیشتری در FEV1 و FEC در کارگران عایق کاری نسبت به گروه شاهد بود. این کاهش FEV1 مستقل از عادات استعمال دخانیات معنی دار بود در حالی که کاهش FVC فقط برای استعمال کنندگان فعلی دخانیات معنی دار بود. بیش از دو سوم کارگران عایق کاری نشان دادند که در رابطه با کار خود در معرض آزبست بوده اند اما از لحاظ عملکرد ریه هیچ تفاوتی بین کارگران در معرض و سالم یافت نشد. کارگران عایق­کاری گاهی از مواد عایق کاری نوع تتراهیدروفوران و پلی اورتان حاوی آهک استفاده می کردند که دارای ایزوسیانات بودند. در کاربران نهایی سوئدی (کارگران ساختمانی) هیچ تفاوت معنی داری در متوسط ظرفیت حیاتی (VC) و FEV1 بین کارگران ساختمانی در معرض پشم عایق و کارگران ساختمانی که در معرض این مواد نیستند وجود ندارد. مقایسه با اندازه گیری های انجام شده بطور متوسط 3.9 سال بعد نشان دهنده تفاوت معنی داری در تغییر سالانه VC و FEV1 بین کارگران ساختمانی در معرض پشم عایق کاری و کارگران ساختمانی که در معرض این مواد نبودند نیست. در مورد همه تحلیل ها هیچ آثار ثابتی از معرض گذاری به سیلیس، آزبست یا ایزوسیانات ها یافت نشدند.

3- 4- 2- تغذیه دهانی – داده ای وجود نداشت.

3- 4- 3- تماس پوستی – داده ای وجود نداشت.

3- 5-  سمیت به تولید مثل – داده ای وجود نداشت.

جدول 3- 19- مطالعات جدید در مورد بیماری های تنفسی در کارگران MMVF (داده ها از IARC 2002 و از برخی مقالات اصلی). مرجع – کشور – صنعت – تعداد موضوعات داده موجود* – معرض گذاری (106 fibres/m3) و اندازه الیاف – پنوموکونیوزیس و یا ناهنجاری های جنبی از طریق پرتوی x قفسه سینه – نشانه های بیماری تنفسی از طریق پرسشنامه – عملکرد ریوی بوسیله اسپیرومتری – الیاف شیشه (به جز رشته های پیوسته) – هیوز و همکاران 1993 – ایالات متحده امریکا – تولید (متوسط تخمین زده شده برای الیاف معلق در هوا) – بله – بله – بله – هانتینگ و ولش 1993 – ایالات متحده امریکا – کاربران نهایی (کارگران ورق فلزی) – فاقد داده در IARC 2002 – خیر – بله – خیر – کیلبورن و وارشاو 1991 – ایالات متحده امریکا – تولید – بدون داده – بله – بله – بله- کیلبورن و همکاران 1992 – ایالات متحده امریکا – کاربران نهایی (عایق کاری یخچال ها) – اندازه گیری شده – قطرهای 3 تا 7 میکرون غالب است – بله – بله – بله – مولن و همکاران 1987 – فرانسه – تولید (مقادیر متوسط برای الیاف معلق در هوا، طول بیشتر از 5 میکرون و قطر کمتر از 3 میکرون در حوزه های کاری مختلف اندازه گیری شد) – کوفر و همکاران 1987 – بله – بله – بله- مولن و همکاران 1988 – فرانسه – تولید (مقادیر متوسط برای الیاف معلق در هوا، طول بیشتر از 5 میکرون و قطر کمتر از 3 میکرون در حوزه های کاری مختلف در کارخانه ای اندازه گیری شد که 1041 کارگر را تحت پوشش داشت). (کوفر و همکاران 1987) – خیر – بله – خیر – پشم سنگ/سرباره – هانسن و همکاران 1999 – دانمارک – تولید (متوسط تخمینی الیاف قابل استنشاق معلق در هوا در صنعت پشم سنگ/سرباره اروپا در دوره مورد بررسی که بر مبنای مدلی تحقیقاتی محاسبه شدند) خیر – بله – بله – هیوز و همکاران 1993 – ایالات متحده امریکا – تولید (متوسط تخمینی الیاف معلق در هوا)بله – بله – بله – یاروهولم  و همکاران 1995 – سوئد – تولید  – بدون داده در IARC 2002 – بله – خیر – خیر – مولن و همکاران 1988 – فرانسه – تولید – بدون داده – خیر – بله – خیر- یانو و کاریتا 1998 – ژاپن – تولید  – بدون داده در IARC 2002 کشور مرجع – صنعت – تعداد موضوعات داده موجود* – معرض گذاری (106 fibres/m3) و اندازه الیاف – پنوموکونیوزیس و یا ناهنجاری های جنبی از طریق پرتوی x قفسه سینه – نشانه های بیماری تنفسی از طریق پرسشنامه – عملکرد ریوی بوسیله اسپیرومتری – پشم شیشه و پشم سنگ/سرباره – البین و همکاران 1988 –  سوئد – کاربران نهایی (کارگران ساختمانی) (متوسط غلظت الیاف های قابل استنشاق پایش شده از طریق نمونه گیری شخصی برای مشاغل مختلف در داخل صنعت ساختمان سوئد 90- 1987). مقادیر تا 5.08 در عایق کاران، که معمولا در معرض بیشترین مقادیر بودند اندازه گیری شدند. خیر – بله – بله – براون و همکاران 1996 – استرالیا – تولید – فاقد داده – بله – بله – بله – کلاسن و همکاران 1993 – دانمارک – کاربران نهایی (عایق کاران) – معمولا 1- 0.3 اما تا 10 (اندازه گیری های تکی در کارگاه های دانمارکی از 1988) خیر – خیر – بله – پیترسون و سابرو 1991 – دانمارک – کاربران نهایی (کارگران ساختمانی)، با حدود 80% الیاف نازکتر از 1 میکرون (دامنه الیاف معلق در هوا برای کارگاه های عایق کاری دانمارکی گزارش شده از سوی اشنایدر 1979) – خیر – بله – خیر – * برای برخی از مطالعات، تعداد موضوعات در میان بخش های مختلف مطالعه متفاوت است.

3- 6- اثرات جهش زا و ژنوتوکسیک – داده ای موجود نبود.

3- 7- اثرات سرطان زا

3- 7- 1- استنشاق

دو مطالعه بزرگ گروهی و مطالعات کنترل موردی درون این گروه ها از ایالات متحده امریکا و اروپا شواهد همه گیری شناختی در مورد سرطان های تنفسی و سایر انواع سرطان مربوط به معرض گذاری شغلی به الیاف شیشه و پشم سنگ/سرباره فراهم آورد. هیچ داده سرطان زایی برای انسان در مورد الیاف HT وجود نداشت. برای مقدمه ای در مورد این گروه ها به فصل 3- 4- 1- 1- 1 و 3- 4- 1- 2- 1 و برای تخمین های معرض گذاری در این گروه ها به 3- 4- 1- 1- 2 و 3- 4- 1- 2- 2 رجوع کنید.

3- 7- 1- 1- گروه اروپا

هم در ادامه دوم مطالعات و هم در بروزرسانی مرگ و میر ناشی از نئوپلاستک در گروه اروپا، نسبت مرگ و میر استاندارد شده (SMR) برای سرطان ریه (شامل سرطان حنجره، سرطان نای و سرطان ریه) در کارگران در معرض از لحاظ آماری افزایش معنی داری در مقایسه با جمعیت مرجع ملی نشان داد. SMR سرطان ریه افزایش یافته بود اما در مقایسه با جمعیت مرجع محلی (منطقه یا کشور مربوط به اکثر کارخانه ها) این افزایش از لحاظ آماری معنی دار نبود. نسبت رخداد استاندارد شده (SIR) برای سرطان ریه، که فقط از سوی سیموناتو و همکاران 1986 محاسبه شد، نیز افزایش یافت اما از لحاظ آماری معنی­دار نبود. SMR نه بلکه SIR مربوط به سرطان حفره دهانی و حلق از لحاظ آماری افزایش معنی­داری داشتند. برای جزئیات بیشتر به جداول 3- 20 و 3- 21 رجوع کنید. SMR و SIR در مورد سایر انواع تومورهای بدخیم از لحاظ آماری بطور معنی داری بالا نرفتند. پنج مرگ ناشی از مزوتلیوما در کارگران در معرض رخ داد.

جدول 3- 20- SMR (مبتنی بر نرخ های ملی و محلی) برای تومورهای بدخیم منتخب در کارگران در معرض در گروه اروپا. علت مرگ – SMR – نرخ های ملی – نرخ های محلی – سیموناتو و همکاران 1986: کلیه تومورهای بدخیم – فاقد داده – گلو، نای و ریه – حفره دهانی و حلق – فاقد داده – بوفتا و همکاران 1997: کلیه تومورهای بدخیم – فاقد داده – گلو، نای و ریه – فاقد داده – حفره دهانی و حلق – فاقد داده – * p<0.05؛ ** p<0.01.

در مطالعات تو در توی کنترل موردی ارتباط معنی داری از لحاظ آماری بین SMRهای مربوط به سرطان دستگاه تنفسی و افزایش معرض گذاری به فایبرگلس یا پشم سنگ/سرباره قابل استنشاق به هنگام تصحیح برای استعمال دخانیات مشاهده نشد. در مطالعه مربوط به کارگران فایبرگلس، مدارکی از افزایش ریسک برای سرطان دستگاه تنفسی در میان کارگرانی با مقادیر مشاهده شده زیادتر شدت متوسط معرض گذاری به فرمالدئید و یا سیلیس فراهم شد. این الگوی یافته ها در مورد مرگ و میر سرطان دستگاه تنفسی در گروه بسط یافته معمولا با آنهایی که در ادامه مطالعات قبلی بر مبنای داده­های گروه اصلی مشاهده شدند سازگار است. در هر سه ادامه مطالعات با گروه اصلی، SMR سرطان دستگاه تنفسی برای همه کارگران این گروه در مقایسه با نرخ های ایالات متحده و نرخ های کشور محلی افزایش یافت. فزونی بیشتر مرگ و میر ناشی از سرطان دستگاه تنفسی در میان کارگران پشم سنگ/سرباره بیش از کارگران فایبرگلس مشاهده شد. مرور بعدی سوابق پزشکی و نمونه های آسیب شناختی برای 3 تا از 10 کارگر دو مرگ را مشخصا به دلیل مزوتلیوما و یکی به صورت داشتن شانس کمتر از 50% برای حاصل مزوتلیوما بودن تصور کردند. به دو مرگ دیگر، که برای آنها فقط سوابق پزشکی وجود داشت، شانس کمتر از 50% برای رخ دادن به دلیل مزوتلیوما داده شد. هشت تا از 10 فوت شده دارای معرض گذاری شغلی بالقوه آزبست داخل و خارج کارخانه MMVF بودند. بر طبق نظر مولفین ریسک کلی مرگ و میر ناشی از مزوتلیومای بدخیم به نظر نمی رسد در گروه آمریکا افزایش یافته باشد.

3- 7- 2- تغذیه دهانی – هیچ داده ای یافت نشد.

3-7- 3- تماس پوستی – هیچ داده ای یافت نشد.

3- 7- 4- ارزیابی IARC در مورد سرطان زایی انسانی اقتباس شده از IARC 2002

3- 7- 4- 1- پشم شیشه

یافته های مطالعه گروه ایالات متحده مدرکی دال بر فزونی مرگ و میر از کلیه علل ترکیبی یا از کلیه سرطان ها، با استفاده از نرخ های محلی ارائه نمی دهد. فزونی معنی دار 6% در مرگ و میر سرطان تنفسی (عمدتا حلق، نای و ریه) مشاهده شد. وقتی تحلیل به کارگران باسابقه محدود شد، این فزونی کاهش یافت و دیگر از لحاظ آماری معنی دار نبود. تصحیح برای استعمال دخانیات بر مبنای نمونه تصادفی کارگران بیانگر این است که استعمال دخانیات می تواند فزونی های سرطان تنفسی مشاهده شده در گروه مردان فایبرگلس را توضیح دهد (ترکیب پشم شیشه و رشته های شیشه ای پیوسته). نسبت های استاندارد شده مرگ و میر از سرطان تنفسی نه به مدت اشتغال در میان کل گروه یا در میان کارگران با سابقه و نه به مدت معرض گذاری، معرض گذاری تجمعی یا متوسط شدت معرض گذاری به الیاف شیشه قابل استنشاق ربط ندارند. تحلیل گروه تولید نشان دهنده فزونی معنی دار 44 سرطان تنفسی برای کلیه کارگران از کارخانه های «اکثرا پشم شیشه» بود ، اما این ریسک فزونی برای گروه تولید «اکثرا پشم شیشه» کاهش یافت و وقتی گروه به کارگران باسابقه محدود شد، دیگر از لحاظ آماری معنی دار نبود. (بیش از 5 سال اشتغال). هیچ مدرکی دال بر فزونی سرطان های مزوتلیوما یا غیر تنفسی وجود نداشت. مطالعه کنترل موردی سرطان دستگاه تنفسی متداخل در گروه ایالات متحده امکان کنترل معرض گذاری مشترک کارخانه و کنترل تفصیلی تر بر اختلاط حاصل از استعمال دخانیات را فراهم می کند. مدت معرض گذاری، معرض گذاری تجمعی، شدت متوسط معرض گذاری و زمان از نخستین معرض گذاری به الیاف شیشه ای قابل استنشاق به افزایش ریسک سرطان تنفسی ربطی نداشت. این نتایج با استفاده از مشخصات متفاوت معرض گذاری طبقه بندی شده به الیاف قابل استنشاق  تغییر نمی کند . . .                                                                                                

مشخصات و ویژگی های پشم سنگ
 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *